I wanted you to know I love the way you laugh I wanna hold you high and steal your pain away I keep your photograph, I know it serves me well I wanna hold you high and steal your pain
'Cause I'm broken when I'm open And I don't feel like I am strong enough 'Cause I'm broken when I'm lonesome And I don't feel right when you're gone away
The worst is over now and we can breathe again I wanna hold you high, you steal my pain away There's so much left to learn, and no one left to fight I wanna hold you high and steal your pain
'Cause I'm broken when I'm open And I don't feel like I am strong enough 'Cause I'm broken when I'm lonesome And I don't feel right when you're gone away 'Cause I'm broken when I'm open And I don't feel like I am strong enough 'Cause I'm broken when I'm lonesome And I don't feel right when you're gone away
می خواستمت تا بدانی که سبک خنده ات را دوست می دارم! می خواهم بلندپایه نگاهت دارم و رنجهایت را به کناری بربایم! عکست را نگاه داشته ام،می دانم خیلی خوب به دردم خواهی خورد! می خواهم بلندپایه نگاهت دارم و رنجهایت را بربایم!
چرا که شکسته می شوم،زمانیکه بی پناه هستم! و به حد کافی احساس قدرت نمی کنم! چرا که شکسته می شوم،زمانیکه تنها و بیکس هستم! و احساس واقعی نمی کنم زمانیکه تو به کناری رفته ای!
اکنون وخامت پایان یافته است و ما می توانیم دوباره نفس بکشیم! می خواهم بلندپایه نگاهت دارم و رنجهایم را به کناری می ربایی! چیزهای زیادی برای دانستن باقی مانده اند،هیچ کس برای پیکار رهسپار نشده بود! می خواهم بلندپایه نگاهت دارم و رنجهایت را بربایم!
چرا که شکسته می شوم،زمانیکه بی پناه هستم! و به حد کافی احساس قدرت نمی کنم! چرا که شکسته می شوم،زمانیکه تنها و بیکس هستم! و احساس واقعی نمی کنم زمانیکه تو به کناری رفته ای!
چرا که شکسته می شوم،زمانیکه بی پناه هستم! و به حد کافی احساس قدرت نمی کنم! چرا که شکسته می شوم،زمانیکه تنها و بیکس هستم! و احساس واقعی نمی کنم زمانیکه تو به کناری رفته ای!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 1:26 قبل از ظهر
توسط اوانسنس ایران
|
I'm so tired of being here Suppressed by all my childish fears And if you have to leave I wish that you would just leave 'Cause your presence still lingers here And it won't leave me alone
These wounds won't seem to heal This pain is just too real There's just too much that time cannot erase
When you cried I'd wipe away all of your tears When you'd scream I'd fight away all of your fears And I held your hand through all of these years But you still have All of me
You used to captivate me By your resonating mind Now I'm bound by the life you left behind Your face it haunts My once pleasant dreams Your voice it chased away All the sanity in me
These wounds won't seem to heal This pain is just too real There's just too much that time cannot erase
I've tried so hard to tell myself that you're gone But though you're still with me I've been alone all along
خيلي خسته ام از اينجا بودن توسط تمام ترس ها کودکيم غافل گير مي شم و اگر مي بايست ترکم کني ايکاش همين الآن اين کار رو کني بخاطر حضور تو هنوز مرددم و تو منو تنها نخواهي گذاشت
وقتي گريه مي کني مي خوام تمام اشکاتو پاک کنم وقتي مي خواي فرياد بکشي ، مي خوام که با تمام ترس هاي تو بجنگم و من در طي همه ي اين سال ها دست تو رو گرفتم اما تو هنوز تمام وجودمي
با ذهن بي پروات عادت کردي که منو اسير کني حالا ديگه دستم اسير زندگي شده ترکم کردي پشت چهرت اولين رؤياي لذت بخش من صداي تو در تمام ذهنم دنبالم مي کنه
بنظر مي رسه بر اين زخم ها مرحمي نباشه اين درد واقعآ عميقيه خيلي (دردها)وجود دارن که گذشت زمان نمي تونه اونا رو پاک کنه
دارم خيلي سخت سعي مي کنم تا به خودم بقبولونم که ديگه رفتي اما به هر حال هنوز با مني در تمام اين مدت تنها شدم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 4:19 قبل از ظهر
توسط اوانسنس ایران
|
playground school bell rings again rain clouds come to play again has no one told you she's not breathing? hello i'm your mind giving you someone to talk to hello
if i smile and don't believe soon i know i'll wake from this dream don't try to fix me i'm not broken hello i'm the lie living for you so you can hide don't cry
suddenly i know i'm not sleeping hello i'm still here all that's left of yesterday
_________________________________________________
سلام
زنگ تفريح مدرسه دوباره به صدا در اومد ابرهاي باراني اومدن تا دوباره بازي کنن کسي بهت نگفت که او نفس نمي کشه سلام من ذهنتم،کسي بهت گفت سلام
اگه من لبخند بزنم و اعتقاد نداشته باشم بزودي مي فهمم که بيدار خواهم شد از اين رؤيا سعي نکن تا منو تنبيه کني ،من شکست نمي خورم سلام من يک زندگي دروغين هستم براي تو ، پس مي توني قايم بشي گريه نکن
ناگهان متوجه شدم که خواب نيستم سلام من هنوز اينجام همه ي اونا ديروز اتفاق افتاد